۳۰ام، فروردین ۱۳۹۲

www.roozevasl.com
telegram: @roozevasl
تا وقتی ما اهل موعظه نشیم ، امام زمانمون رو کمک نمی تونیم بکنیم .
آقامون همین جوری تو غربت می مونه… نفسو باید مهار کرد

مبحث سوم

ریزش ها :

یکی از عوامل جدی در بحث ریزش مومنین در آخر الزمان که قشر قابل توجهی از مومنین را تحت الشعاع خود قرار می دهد “نفس” است که اگر به این نفس چموش ، مهار نزنیم ؛ قطعاً در آخر الزمان جزء ریزش ها خواهیم بود ، هیچ فردی حق ندارد در آخر الزمان خود را در سلامت خاصی ببیند و احساس کند که پای من نخواهد لغزید ….اتفاقاً ابتدای سقوط آدم ها در  دوره ی آخرالزمان همین نقطه است !

در آخر الزمان ، شیطان (لعنت الله علیه )هر کسی را به طریق خود خواهد کشید و نفس هر کس را به شکل خاص در اختیار خواهد گرفت .

از ویژگی های نفس این است که به هرچه دلبسته شد و تعلق پیدا کرد ، رنگ و بوی همان را گرفته و در همان فضا شکل یافته ؛ هر اندازه دلبستگی بیشتر شود ، فروتر رفته و به همان میزان نیز آدمی گرفتار پستی و رذالت می شود .

بنابراین ابتدای مسیر سلوک و کار اخلاقی تلاش برای بدست گرفتن افسار نفس است ؛ سپر دوست کسی است که می داند این موجود را کجا ببرد و الا هر چه تلاش کنیم ، تلاش ما بی فایده است ….

برای این مساله من راهکاری بسیار دقیق از روایات برای شما عرض می نمایم و آن اینست که باید از موعظه ها استفاده کرد…. شما فردی اخلاقی را پیدا کنید که در تمام طول زندگی خود ، از لحظه لحظه ی آن برای موعظه گرفتن استفاده نکند و پس از آن بگوید که من آدم اخلاقی هستم …..دروغ می گوید و دروغگوی شیادیست !ممکن نیست….

باید رفت و پای موعظه نشست و سرت رو باید خم کنی و بزنن تو سر آدم ، هیچ راه دیگه نداره ….برای بزرگ شدن باید موعظه گرفت …آدم خودش را در موعظه پیدا می کند ، همه ی زندگی آدم را برایش درست می کند ….خدایا ما چه کنیم که کت و شلوار نمی گذاره ما به تو برسیم ! خیلی حرفه ….. خیلی سنگینه ….عبا و عمامه ی پیغمبر نمی گذاره من به تو برسم ….من باهاش کلاس می گذارم ! تا اینو پوشیدم فرار می کنم ….تا دکتر شدم از موعظه فرار می کنم ! من خودم می فهمم ، کُلی کتابای تاریخی خوندم ، کتابای روایی رو خودم می تونم کار کنم ، فرار می کنه ….از در خونه ی اهل بیت میره ….

شما فکر می کنید وقتی موعظه رو از زبان کسی می شنوید ، مثلاً او بر سر شما منّتی خواهد داشت ؟؟ هر کَس در زندگی گول یک چیز رو می خورد …هر چیزی تو زندگیت بیاد یک ذره ظرفیت کم باشه همون تو رو از خدا دور می کنه ! یه ذره بالاتر بود قاطی می کنی….

پول آدم رو خیلی راحت از در خونه ی خدا می بره ، مدرک می بره ، اطلاعات عمومی می بره ، من به شما بگم گاهی یه جدول حل کردن آدمو از در خونه ی خدا می بره …. برا بغل دستیش قیافه می گیره ….

چقدر تو روز تسبیح می گی ؟ چقدر دلت پیش خداست ؟ باید برید در خونه ی قرآن بنشینید ، باید موعظه بشید ، نمی شه اینجوری زندگی کرد ….انسان از بین می ره ! این نفس چموشه !!

برو دم خونه ی آفریدگار خودت ، این چشم رو کی بهت داده ؟ این دست و پا رو کی بهت داده ؟ این شهوت رو کی بهت داده ؟ بگیر دستت ببر در خونه ی خدا بگو خدایا من دیگه نمی تونم ، این خودت و اینم شهوتی که بهم دادی ….کمکم کن….فقیر اومده در خونه ی غنی، میگه نمی تونم کمکم کن …ندارم ، بیچاره ام ، بدبختم ، ضعیفم ، کوچیکم ، بی دست و پام ….روزگار عالَم هم که خراب شده ، برید در خونه ی خدا ….

وقتی به آیت الله بهجت هم اینو گفتن حضرت می دونی چی فرمودن؟ فرمودند تا می تونید صلوات بفرستید ….این یعنی چی؟ یعنی برو در خونه ی آدم بزرگا….برو در خونه ی اونایی که کریمن و کارتو راه می ندازن…..

یکی از حالت های به شدت خبیث درون آدم ها که نشاءت گرفته از عدم کرامت نفسه ، از اینکه انسانها کریم النفس نیستند ، ذلیل اند پیش نَفسِشون، میگه اینو می خوام میگه بفرما . دوست دارم اینجا یه دروغ بگم عزیز بشم ، بفرما….نفس می خواد ما هم تسلیمیم . چه حالتی ایجاد می کنه این عدم وجود کرامت نفس؟؟

اینکه ما آدم ها وقتی نَفسِمون حقیر میشه ، کوچیک می شیم ، طاقت بزرگ شدن دیگران رو نداریم .نمی تونیم ببینیم نفس ذلیله ….اجازه می دید من عرض بکنم چرا این اتفاق می افته ؟ سه تا دلیل رو عرض می کنم تو ذهنتون بسپرید.

علت اولش اینه که وقتی خودمون نمی تونیم بزرگ بشیم از بزرگ شدن دیگرون بدمون میاد ، حسرت می خوریم ، ذوب می شیم ….عمده ی دردهای تو جامعه ی ما به این برمی گرده ….به رفیقش می گن دکتر شب خواب نداره ، این از کجا ناشی می شه؟ یه عقده ای رو بعضی از روان شناس ها بحث می کنن از نظر دینی تایید می شه تو روانشناسی اسلامی چیزیست به نام “عقده ی کَهتَری ” ….نمی خوام بازش کنم ، اصلاً جای این بحث اینجا نیست ….

دوستان یه خبر خوش که من باید به شما بدم اینه : ” عقده ی کهتری قابل حله ، حل شدنیست ؛ اما فقط در مباحث روانشناسی اسلامی …غربیها نتونستن!

اگه یه شیعه ،یه مسلمون دچار عقده ی کهتری شد دستشو بذاره تو دست امام زمانش آروم میشه ، یادش میره ، دیگه عقده هاشو میره کنار ، دیگه غصه نمی خوره رفیقش دکترا داره خودش نداره ….

نکته ی دوم که چرا ما طاقت نداریم بزرگی بقیه رو ببینیم ، از بزرگ شدن دیگران ناراحت می شیم ، دلمون می گیره ،علتش اینه که تعریف بزرگ شدن رو بلد نیستیم؛ چون اگه به کسی گفتن دکتر ، بزرگتره ، زورت می یاد ، جیگرت پاره می شه ، از تو بزرگتره ….

تعریف خوبی از بزرگی نداری! بر اساس آیه ی قرآن بزرگترین آدم در عالم رو معرفی کنم ببینی چه جور میشه کرامت نفس پیدا کرد؟چه جور میشه نجات پیدا کنیم؟ خدای متعال در قرآن می فرماید : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ان اکرمکم عندالله اتقاکم ، بنده ای که من بهش توجه دارم با تقواترین شماست .حجت الاسلام والمسلمین فلانی که تقوا نداشته باشد بزرگ نیست . ان اکرمکم عندالله اتقاکم نه اعلمکم ، نه مهندسکم، نه دکترکم ، نه از این حرفا ، اتقاکم با تقواترینتون .

تا وقتی ما اهل موعظه نشیم ، امام زمانمون رو کمک نمی تونیم بکنیم . آقامون همین جوری تو غربت می مونه… نفسو باید مهار کرد . نفس به هر میزانی با خوبی ها و امور پسندیده و امور بزرگ در عالم معنویت وابستگی و دلبستگی پیدا می کنه ، به همون میزان که دلبسته میشه بزرگ میشه

“برگرفته از مبحث کرامت حجت الاسلام شیخ عظیم ابوالقاسمی پور”

۳ ديدگاه براي “کرامت نفس(۳)”

  1. احمد می‌گه:

    حاج آقا زیارت قبول!

  2. ناشناس می‌گه:

    خدا حفظ کنه حاج آقا رو ایشون برا مومنین نعمتیه

  3. به شما می‌گه:

    ممنون سخنرانی های حاج اقا خیلی زیبا و دلنشینه.

نظري بگذاريد