۱۳ام، خرداد ۱۳۹۲

www.roozevasl.com
telegram: @roozevasl

. ورع اثرات مختلفی در زندگی انسان دارد، که اولین اثر آن محبت و ولایت اهل بیت است. اثر ورع، شیرینی زندگی معنوی که همان شیرینی عبادت است. با به هر اندازه که اعمال صالح انجام می دهیم به همان مقدار علاقه ما نسبت به عالم معنویت بیشتر می شود

چطور می شود مجالست با خدا را درک کرد و در محضر خدا بود و خدا را با چشم دل دید؟ این کار ممکن نیست، مگر با داشتن ورع.                                                                                                                                                      تقوا شاخه ای از ورع است. تقوا نزدیک شدن به گناه ولی انجام ندادن گناه است. یعنی انسان گناه را می بیند ولی مرتکب آن نمی شود . در ورع انسان جهت دلش را از طرف گناه به طرف خدا می آورد. یعنی تا فکر گناه در ذهنش خطور می کند از آن دوری می جوید و به آن نزدیک نمی شود.

ورع حاصل نمی شود، مگر با اجتناب از شبهات. تا از شبهات فاصله نگیریم نمی توانیم از گناه فاصله بگیریم. اگر از گناه فاصله گرفتیم فضای معنوی خاصی را می توانیم درک کنیم. همانطور که ورع و تقوا با هم تفاوت دارند، آفتهای آنها نیز با هم متفاوت است. آفت ورع طمع است یا همان رَغبَه، که در روایت آمده و آفت تقوا همان گناهی است که انجام می دهیم یا به تعبیر دیگر همان هوس است.

اگر می خواهیم به مراتب کمال برسیم باید مراقب این آفتها باشیم. یکی از عرفا می فرماید: ورع مراتبی دارد که پایین ترین مرتبه اش، این است که معاصی و گناه را ترک کنیم و به تعبیر دیگر تقوا داشته باشیم. داشتن ورع در زندگی خیلی سخت است وباید خیلی حواسمان را جمع کنیم. ما تحت هیچ شرایطی وارد مراتب عالیه کمالات معنوی نمی شویم مگر اینکه از دایره ترک گناه گذشته باشیم. یعنی از حداقل مراتب ورع باید گذشت، با اینکه سخت است ولی شیرین است.

با کنترل چشم، گوش، زبان و سایر امیالی، که انسان را به سمت گناه سوق می دهد. گناه چه از قلب بر آید، چه از از حواس ظاهر، تا ترک نشود هیچ تغییری در زندگی معنوی ما نخواهد افتاد، باید به این حداقل ورع رسید تا آرام آرام وارد زندگی معنوی شویم و طعم زندگی معنوی را بچشیم، تا اینها اتفاق نیفتد به حقیقت ایمان نخواهیم رسید. لذا باید فکری به حال چشمها و زبان و گوشهایمان کنیم. باید آنها را کنترل کرد، تا به گناه آلوده نشویم.

خداوند متعال می فرماید: آدمها به ولایت ما نمی رسند مگر با ورع و محبت اهل بیت. اگر محبت اهل بیت را به کسی بدهند زندگی اش زیر و رو می شود و دیگر گناه نمی کند. مگر می شود محبت امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه ) را داشت و گناه هم کرد.

ورع اثرات مختلفی در زندگی انسان دارد، که اولین اثر آن محبت و ولایت اهل بیت است. دومین اثر ورع، شیرینی زندگی معنوی که همان شیرینی عبادت است. با هر عبادت که انجام می دهیم یک سهم برای خودمان در آن عالم می گذاریم. به هر اندازه که اعمال صالح انجام می دهیم به همان مقدار علاقه ما نسبت به عالم معنویت بیشتر می شود و به همان اندازه نسبت به گناه از خودمان موضع نشان می دهیم. ازاین رو خدای متعال فرمود: یا احمد! ورع درهای عبادت را برای انسان باز می کند. تا وارد وادی ورع نشویم ازعبادت لذّت نمی بریم. اگر گناه را کنار بگذاریم خود به خود وارد معنویت می شویم . سومین اثر ورع این است که، نزد مردم عزیز و بزرگ می شویم. وقتی مردم می بینند کسی اهل ورع و تقواست، جذب او می شوند و او را اکرام می کنند. چهارمین اثر ورع، رسیدن به خود خداست که بالاترین مرتبه ورع است. اعلی مرتبه ورع ترک هر چیز غیر خداست. از این جهت است که می گوییم ورع با تقوا فرق دارد. جهت دل از طرف مردم به سمت خدا برمی گردد. اگر عقربه دل به سمت غیر خدا باشد رشد نمی کنیم . باید جهت دل را درست کرد.  ترک غیر خدا می شود اعلی مرتبه ورع، می شود وصول إلی الله و به خدا وصل می شویم.

ترک معصیت در روزگار ما خیلی سخت است هر چه می خواهیم خودمان را درست کنیم ولی باز می بینیم که به گناه آلوده می شویم . باید خیلی مواظب باشیم از امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه ) کمک بگیریم ، تا دل از غیر خدا بریده و بهم ده خدا وصل شویم.

برگرفته از مجموعه سخنرانی شرح حدیث معراج

استادشیخ عظیم ابوالقاسمی پور

نظري بگذاريد